اظهارات علیاف در برلین؛ هشداری راهبردی برای ارزیابی امنیتی ایران در قفقاز
آنچه در سفر رسمی الهام علیاف، رئیسجمهور جمهوری آذربایجان، به برلین و نشست خبری مشترک او با صدراعظم آلمان در ۲۱ ژوئیه ۲۰۲۶ بیش از هر موضوعی جلب توجه میکند، نه مباحث مربوط به همکاریهای اقتصادی، انرژی یا روند صلح قفقاز، بلکه بخشی از سخنان او درباره یک دیدار محرمانه در باکو است؛ اظهاراتی که میتواند از منظر امنیت ملی ایران، حاوی نکات قابل تأمل باشد.
علیاف در این نشست اعلام کرد که از برگزاری دیداری محرمانه میان مقامات آلمان و روسیه در باکو، نه از طریق مجاری رسمی، بلکه از طریق رسانهها مطلع شده است. به گفته او، پس از بررسیها، ورود هیئتهای دو کشور به باکو تأیید شد، اما هیچگونه اطلاعرسانی یا هماهنگی رسمی با دولت جمهوری آذربایجان صورت نگرفته بود.
صرفنظر از اینکه رئیسجمهور آذربایجان در ادامه بر حمایت کشورش از هرگونه ابتکار صلح تأکید کرد، اصل این اظهارات یک پرسش راهبردی را مطرح میکند: اگر چنین رویدادی بدون اطلاع عالیترین مقام اجرایی کشور میزبان انجام شده باشد، میزان اشراف و کنترل دولت باکو بر تحرکات حساس در قلمرو خود تا چه اندازه است؟
این موضوع را میتوان از دو منظر بررسی کرد. نخست، اگر روایت علیاف را بپذیریم، این مسئله میتواند نشاندهنده وجود خلأهایی در نظام نظارت و کنترل جمهوری آذربایجان بر برخی فعالیتهای دیپلماتیک و امنیتی در قلمرو خود باشد؛ خلأهایی که در صورت بهرهبرداری قدرتهای خارجی، پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور خواهد داشت.
سناریوی دوم آن است که این بیاطلاعی، بیش از آنکه بیانگر ضعف حاکمیتی باشد، یک موضعگیری سیاسی برای فاصله گرفتن از مسئولیت تلقی شود. در این صورت نیز از منظر کشورهای همسایه تفاوت چندانی ایجاد نمیشود، زیرا امکان انکار مسئولیت در قبال رخدادهای حساس آینده همچنان وجود خواهد داشت.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که در کنار روابط گسترده امنیتی و نظامی جمهوری آذربایجان با رژیم صهیونیستی مورد بررسی قرار گیرد؛ روابطی که طی سالهای گذشته بارها در گزارشها و تحلیلهای بینالمللی به آن پرداخته شده است. در چنین شرایطی، اتکای صرف به تضمینهای سیاسی یا اظهارات مقامات باکو مبنی بر عدم استفاده از خاک این کشور علیه ایران، برای ارزیابی تهدیدات کافی به نظر نمیرسد.
اگر رئیسجمهور جمهوری آذربایجان از وقوع یک رویداد مهم در پایتخت کشورش اظهار بیاطلاعی میکند، طبیعی است که دستگاههای تصمیمگیر ایران در ارزیابیهای امنیتی خود، سناریوهای مختلف را مدنظر قرار دهند و برنامهریزی را صرفاً بر پایه تضمینهای لفظی انجام ندهند.
تجربه روابط بینالملل نشان میدهد که امنیت ملی کشورها باید بر پایه ارزیابی قابلیتها، رفتارها و سناریوهای محتمل طراحی شود، نه صرفاً بر اساس مواضع رسمی دولتها. قفقاز جنوبی نیز به دلیل حضور همزمان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، رقابتهای ژئوپلیتیکی و پیوندهای امنیتی پیچیده، یکی از مهمترین محیطهای پیرامونی ایران به شمار میرود. از این رو، هرگونه سادهانگاری درباره میزان کنترل واقعی دولتها بر تحرکات موجود در قلمروشان میتواند پیامدهای راهبردی به همراه داشته باشد.
بر همین اساس، ضروری است دستگاه سیاست خارجی، نهادهای اطلاعاتی و مراکز مطالعات راهبردی ایران، این اظهارات را صرفاً یک خبر دیپلماتیک تلقی نکنند، بلکه آن را بهعنوان دادهای قابل توجه در ارزیابی محیط امنیتی شمالغرب کشور مورد بررسی قرار دهند. تقویت اشراف اطلاعاتی، افزایش رصد تحولات قفقاز، توسعه سازوکارهای هشدار زودهنگام و پرهیز از هرگونه خوشبینی غیرمستند، از جمله اقداماتی است که میتواند در این چارچوب مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، فارغ از اینکه روایت علیاف ناشی از ضعف حاکمیتی باشد یا ملاحظات سیاسی، یک واقعیت برای ایران روشن است: امنیت ملی را نمیتوان بر پایه فرض کنترل کامل همسایگان بر تمامی تحرکات در قلمرو خود بنا کرد. هر نشانهای که احتمال وجود خلأهای نظارتی، نفوذ بازیگران ثالث یا امکان بهرهبرداری از قلمرو کشورهای همسایه را مطرح کند، باید در ارزیابیهای امنیتی مورد توجه قرار گیرد. از این منظر، اظهارات اخیر رئیسجمهور جمهوری آذربایجان بیش از آنکه یک روایت دیپلماتیک باشد، یادآور ضرورت بازنگری مستمر در ارزیابیهای امنیتی ایران نسبت به تحولات قفقاز جنوبی و اتخاذ رویکردی مبتنی بر واقعگرایی، احتیاط و آمادگی راهبردی است.
دکتر مجید دهقانیان
بدون نظر! اولین نفر باشید