چهارشنبه, ۴ خرداد ۱۴۰۱ /
مالک و پیمانکار اصلی ساختمان مترو پل جان خود را از دست داد انحراف اتوبوس در کرج یک مصدوم برجای گذاشت تلف شدن ۱۵۰ گوسفند در آتش‌سوزی دامداری سریال قربانیان «هوتک» تمامی ندارد/ کودک ۱۱ ساله به عنوان ششمین قربانی هفته اخیر جان باخت چادرخوابی همراهان بیماران بیمارستان کودکان تهران کشف ۶۰ تن برنج احتکار شده در «شهریار» اجتماع بزرگ سپاهیان محمدرسول الله (ص) با حضور سردار سلامی در جوار حرم امام راحل برگزار شد دفاتر ازدواج و طلاق الکترونیکی جایگزین دفاتر سنتی می‌شود ۹ فوتی دیگر کرونا در کشور شرایط نامناسب “شیر آفریقایی” در باغ وحش ارم ۳۱ اردیبهشت پایان سال تحصیلی/ اتمام امتحان دانش‌آموزان دبستانی تا ۱۲ خرداد دومین توله یوز آسیایی تلف شد مسابقات فوتبال لیگ برتر با حضور تماشاگران برگزار می‌شود فوت ۴ بیمار کووید۱۹ در کشور قاتل مامور پلیس به قصاص در ملأعام محکوم شد باله هزاران کوسه داخل کاسه‌های سوپ/ماجرای شبکه قاچاق کوسه در چابهار چه بود؟ از ببر بنگال باغ وحش ارم چه خبر؟ پشت پرده فعالیت تیم‌ پاسخگویی به «سوالات یارانه‌ای» چه می‌گذرد؟ افزایش خانوارهای «تک نفره» طی سال‌های اخیر/ «سنوات زناشویی» بیشتر شده است بازداشت عوامل زورگیری از یک خانم در شهرک وایین
کد خبر: 181780
تاریخ: ۲۴ دی ۱۴۰۰ - ۱۳:۲۹
نویسنده خبر:
۰

من جوجه اردک زشت جامعه کنکور هستم!

محمدرضا حقدوست؛ مشاور فردی، نویسنده، پژوهشگر و مدرس که پیش‌تر مدیرمسئول باشگاه ملی جوانان پژوهشگر و دبیر چندین جشنواره‌ بین‌المللی در مصاحبه با خبرنگار خبرشهر در مورد کنکور گفت:

مدت‌ها به عنوان یک فعال فرهنگی در عرصه‌های آموزشی کشور حضور داشتم و با دستگاه‌های غول آسایی مواجه شدم که در بیشه نوجوانان و جوانان، بی رحمانه با تیغ منفعت طلبی و یک ایدئولوژی پوسیده و رنگ و رو رفته، درخت استعداد و خلاقیت بچه‌ها را قطع کرده و عده‌ای دغدغه‌مند، مدام در تلاش برای توقف این مهلکه استعداد کشی بودند تا الان در این نقطه از زندگی‌، حس می‌کنم در قبال آن دستگاه‌ها عددی نیستم و رویای توقف آن‌ها تا زمانی که در کار آموزش، منفعت بر خدمت ارجحیت داشته باشد، یک امر محال است! حالا تصمیم گرفتم پشت آن دستگاه‌ها، در حد توانم بذر بکارم! آن‌ها قطع کنند و پیش بروند. من پشت‌شان بذر خواهم کاشت و من تنها نخواهم بود. کم نیستند معلمان دغدغه‌مندی که سینه‌هاشان تلنبار حسرت است و در گلوهایشان بغض و گچ در هم آمیخته است!
کسی می‌داند در مدارس چه می‌گذرد؟ کسی می‌داند پشت نگاه‌های لبریز از اضطراب بچه‌های ما از امتحان، چه آرزوهایی خفته است؟ استعدادهای فردی گوشه طاقچه خاک می‌خورند! بگذارید شما را شگفت زده کنم: طی یک پژوهش اساسی که شخصا بر عهده داشتم متوجه شدیم ۵۸ ٪ اضطراب و استرس‌هایی که دانش‌آموزان سال کنکور متحمل می‌شوند، اصلا ربطی به کنکور ندارد! آمار عجیب و دردناکی است، چون گمان می‌کردیم این جوانان خسته ، افسرده و مضطرب فقط در چنگال بی رحم کنکور هستند و غافل بودیم که در حساس ترین سال زندگی شان، درست در نقطه‌ای که شخصیت آن‌ها شکل می‌گیرد، رنگ و بوی جامعه را دریافت می‌کنند و مثل تشنه‌ای در صحرای بی‌هویتی به دنبال هویت خودشان می‌گردند، نمی‌توانیم بگوییم تمام دغدغه‌ها و مشغله‌های ذهنی در غایت بحران بلوغ، صبر کنند تا فرزند ما کنکور بدهد! این محال است!
بچه‌ها نمی‌دانند با که چه بگویند! خودخوری می‌کنند و نهایتا همه را گردن کنکور می‌اندازند! نه اینگونه نیست. همیشه به شاگردانم می‌گویم اگر فردای کنکور زنده نباشی حسرت می‌خوری؟
اغلب دانش‌آموزان پاسخ شان “بله” است! آیا آن‌ها حق انتخاب داشتند!؟ آیا انتخاب را آموخته بودند!؟ آیا اصلا می‌دانند چگونه انتخاب کنند؟ آن‌ها شناسنامه دارند ولی احساس بی هویتی می‌کنند! شما کتاب و تست را از بچه‌ها بگیرید حس می‌کنند هیچی نیستند! این احساس بی هویتی، در روح و ذهن آن‌ها خلاء ایجاد می‌کند و تا کی قرار است این شیوه ادامه پیدا کند!؟
از شاگردانم می‌پرسم چرا کنکور می‌دهی!؟
پاسخ اغلب ایشان توجه مرا جلب کرد: که دانشگاه بروم!
افسوس که کسی به ایشان نگفت دانشگاه هدف نیست، بلکه وسیله‌ای است برای رسیدن به هدفی که باید قبل از نشستن سر جلسه کنکور پیدایش کنی! چرا باید طلایی ترین ساعات عمر خودش را صرف کاری بکند که دلیلی برایش ندارد؟! وقتی می‌گویم بی هویتی دقیقا منظورم همین است! از دانش‌آموز می پرسم کی هستی؟ می‌گوید X! می‌گویم X کیست؟ با چشمانی کنجکاو و پرسشگر به من خیره می‌شود که واقعا X کیست!؟
رسالت X چیست!؟ جهان بینی و فلسفه شخصی Xچیست!؟
ایدئولوژی کهنه و پیر نظام آموزشی ما اگر تئوری Y را بخواهد، بی رحمانه به X ، m ،n و z تحمیل می‌کند تا Y شوند!
اینگونه فرزندان ما شناسنامه داران بی هویت هستند و این بی هویتی، سبب شده تا ما در مدارس حتی مقاطع ابتدایی شاهد اعتیاد باشیم! فارغ از مسائل حاشیه‌ای و شخصی هر دانش‌آموز، آن‌ها خود را در تهاجم فکری جامعه گم کرده‌اند! و این بی هویتی ریشه حاشیه‌های اخلاقی، هنجارشکنی‌ها، انحرافات فکری و گرایش‌های نادرست جنسی اعم از همجنسگرایی یا تجاوز جنسی ، عادت بی مهار به خودارضایی و مسئله جانسوز اعتیاد در بین دانش‌آموزان است. خلاء روحی در دانش‌آموزان موج می‌زند، ازینکه کی هستند و چه می‌خواهند و آیا به راستی آن‌ها زندگی خود را می‌کنند یا زندگی بجای آن‌ها زندگی می‌کند!؟ آیا به هنگام زیستن و به هنگام مردن را آموخته اند؟
نظام آموزشی ما سرشار از اندیشه‌های ناب است و از نگاه این سیستم، دانش‌آموزان بانک‌هایی هستند که اندیشه‌ها را در خود تلنبار کرده و به هنگام امتحان باز پس می‌دهند!
صحبتم این است، قرن بیستم، قرن اطلاعات بود ولی قرن ۲۱، عصر ارتباطات است! الان زنجیره ارتباطی مهم‌تر از زنجیره اطلاعاتی است! دنیای امروز به افراد فرارشته‌ای نیاز دارد، افرادی که بتوانند با تلفیق و تطبیق علوم، به جامعه خود خدمت کنند!
پس، پیش از آنکه به دانش‌آموزان اندیشه ای را بیاموزیم؛ اندیشیدن را بیاموزیم!
به ایشان رویا پردازی را بیاموزیم و آرزو کردن یاد بدهیم. مرز رویا ، آرزو و هدف را مشخص کنیم و آن‌ها را به این‌ باور برسانیم که هیچ رویایی آنقدر بزرگ نیست و هیچ رویا پردازی آنقدر کوچک نیست! پس بگذاریم رویا بپردازند و آرزو کنند!
اغلب دانش‌آموزان فکر می‌کنند که فکر می‌کنند، ولی حقیقتا آنها تحقیق کردن و اندیشیدن را بلد نیستند!
من از دل دانش‌آموزان هستم و با تمام وجودم حس می‌کنم بچه‌های دهه هشتاد و نود از هوش ، نبوغ و استعداد  بی نظیری برخوردار هستند، ولی گم شده‌اند!
باید به آن‌ها بیاموزیم اگرX هستی، برای خوشبختی نباید Y بشوی؛ بلکه باید خودت را بشناسی، خودت را بسازی و خودت را باور کنی تا بهترین X شوی!
این پروتکل سه طبقه ای است که شامل خودشناسی، خودسازی و خودباوری می‌شود.
ما قصد داریم‌به فرزندان خود، روحیه پژوهشگرانه بدهیم! فعل “درس خواندن” را حذف کنیم و “تحقیق کردن” را جایگزین آن کنیم. یاد بگیرند خود را از فضای خفقان زده و پر حاشیه کنکور جدا کنند و از روزهای جوانی لذت ببرند. یاد بگیرند برای رسیدن به گنج، رنج لازم است نه زجر! یاد بگیرند مقصدی بنام زندگی وجود ندارد؛ بلکه مسیری است که باید با عشق و امید طی کنند!
به دانش‌آموزان بیاموزیم موفقیت، یعنی دنبال خواسته‌هایت باش ولی خوشبختی، یعنی عاشق داشته‌هایت باش! آدم موفق می‌شود تا خوشبخت بشود ، به آن‌ها بیاموزیم برای رسیدن به موفقیت ، هیچگاه خوشبختی خود را فدا نکنند! دانش‌آموزان باید یاد بگیرند کسی به هنگام می‌میرد که به هنگام زیستن را بلد باشد.
در همین راستا پروژه 《چکاد》 به همت جمعی از دانش‌آموزان، دانشجویان و اساتید پیشکسوت حوزه مشاوره و روانشناسی شکل گرفت تا بتواند گامی موثر در عرصه آموزش و پرورش این مرز و بوم بردارد.
چکاد در لغت به معنای ستیغ و قله کوه است و همچنین واژه چکاد که نام این سلسله پروژه‌های تخصصی در حوزه آموزش و پرورش است، مخفف 《چالش ،کارآمدسازی، آگاه‌سازی و دانش‌افزایی》 می‌باشد.
پروژه چکاد با تکیه بر فرآیند کارآمدسازی دروس و کاربردی سازی علوم، سعی دارد تا با تبیین روحیه پژوهشگرانه در دانش‌آموزان، ایشان را از مرداب بی هویتی نجات دهد. اولین اصل چکاد، کارآمدسازی است. دانش‌آموزانی خود کار، خود کفا و توانمند تربیت کنیم تا اندیشیدن را بلد باشند. این یعنی کارآمدسازی دانش‌آموزان و در عرصه آموزش، متد چکاد با تکنیک‌های آموزشی قصد دارد تا نقش معلم را از جایگاه رهبر، به جایگاه تسهیل‌گیر جایگزین کند! این امر موجب خودکفایی و افزایش اعتماد به نفس دانش‌آموزان می‌شود. تدریس با متد چکاد که اولین اصل آن کارآمدسازی و کاربردی سازی علوم است، با محوریت تحقیق و پژوهش پیش‌ می‌رود. اصل دوم آگاه سازی است. آگاه سازی دانش‌آموزان از استعدادهای منحصر به فرد و پتانسیل های فردی‌شان در جهت رسیدن به مقصود و تحقق اهداف خود ؛ و اصل سوم دانش‌افزایی. بنیان سه اصل چکاد بر پایه توسعه فردی و پژوهش استوار است تا دانش‌آموزانی چند بُعدی، پژوهشگر و اندیشمند تربیت کند.
چکاد در گام اول موفق شد تا تابستان امسال با همکاری پردیس‌های دانشگاه فرهنگیان استان تهران، سلسله نشست‌های تخصصی چکاداندیشان را برگزار نماید که با استقبال چشمگیر دانشجو معلمان مشتاق و دغدغه‌مند مواجه شد و چندین وبینار با حضور اساتید مجرب در حوزه ارتباط موثر برگزار شد. در گام بعدی تالیفات چکاد آغاز شد و کتاب 《قصه بدن ما》 که شامل محتوای زیست‌شناسی دوره دوم با رویکرد قصه‌پردازی در جهت تسریع یادگیری و آموزش بر پایه متد چکاد نوشته شده است ، تا چندی دیگر به زیور طبع آراسته خواهد شد.
هدف ما از پروژه 《چکاد》 اعتلای فرهنگ مطالعه ، ترویج تحقیق و اندیشیدن میان دانش‌آموزان و رفع احساس بی هویتی در بین ایشان است.
چکاد پیش از هر چیزی یک پروژه تحقیقاتی است. تکنیک‌های چکاد با تکیه بر علوم روانشناختی، تلفیق و ویرایش جدیدترین متدهای آموزشی و با محوریت پژوهش بر پایه توسعه فردی، در تلاش است تا پژوهشگرانی خوش‌نام از این مرز و بوم در فضای جهانی طنین انداز شوند.
بخاطر همین می گویم من جوجه اردک زشت جامعه کنکور هستم، جامعه کنکور از دانش‌آموزان می‌خواهد پا برهنه و فارغ از زحمت اندیشیدن ، رنج فکر کردن و سختی فهمیدن، در صحرای بی‌هویتی قدم بگذارند و در پی سرابی خیالی و چشمه‌ای که نمی‌دانند کجاست،بدوند! اما من عمیقا معتقدم تنها راه موفقیت در کنکور ، درس نخواندن است! راه حل این‌ است: تحقیق کردن ، اندیشیدن و هویت بخشیدن به نسلی که باید دست به دست هم بدهیم تا ریشه استعداد و خلاقیتش خشک نشود!
هم‌اکنون چندین مرکز مشاوره و موسسه آموزشی انتشاراتی در حال برنامه ریزی فاز بعدی پروژه 《چکاد》 هستند تا با کارگاه‌های آموزشی‌ و مشاوره‌ای در سطح کشور، گامی اندک ولی موثر در جهت تربیت این نسل نواندیش برداریم که متعاقبا اخبار آن اعلام خواهد شد. شایان به ذکر است تا کنون پروژه چکاد در راستای ترویج عدالت آموزشی در تمام مناطق کشور، اعم از مناطق کم برخوردار و محروم برنامه‌های ویژه تدارک دیده است و با بورسیه دانش‌آموزان بی بضاعت و همایش‌های انگیزشی در مناطق محروم سعی بر این امر سترگ داشته است. تمام آرزوی من افتخار ایران است و نمی‌دانم روزی که این خاک آباد می‌شود و اتمسفر آن از اندیشه‌های ناب آکنده گشته و تهی از ایدئولوژی های پوچ و متعصبانه است زنده هستم یا نه، ولی برای آن روز می‌جنگم تا حتی اگر نبودم سهمی در آن آبادی داشته باشم. چکاد یعنی رویش جوانه از دل سنگ!من جوجه اردک زشت جامعه کنکور هستم!

منبع خبر «» است و پایگاه خبری تحلیلی خبرشهر در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 181780 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  09351515083  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری تحلیلی خبرشهر مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرتان را بیان کنید