دوشنبه, ۳۰ فروردین ۱۴۰۰ / ۱۱:۱۷:۱۹
تاریخ انتشار: 05 تیر 1395 - 10:55

مثنوی «قتیل عشق» تقدیم به ساحت مقدس و عرفانی اوَّلین شهید محراب، امام العرفا، حضرت علی علیه سلام

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـد یقیــن مثنوی «قتیل عشق» تقدیم به ساحت مقدس و عرفانی اوَّلین شهید محراب، امام العرفا، حضرت علی علیه سلام و تمامی عاشقان و پیروان مظلوم او به‌ویژه شیخ عیسی قاسم رهبر مظلوم شیعیان بحرین با علی مجلس نشین رَبَّنا- شب غمی در چهره دارد آشنا آشنای کوچه‌های بی‌کَسی- یار […]



بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـد یقیــن

مثنوی «قتیل عشق» تقدیم به ساحت مقدس و عرفانی اوَّلین شهید محراب، امام العرفا، حضرت علی علیه سلام و تمامی عاشقان و پیروان مظلوم او به‌ویژه شیخ عیسی قاسم رهبر مظلوم شیعیان بحرین

با علی مجلس نشین رَبَّنا- شب غمی در چهره دارد آشنا

آشنای کوچه‌های بی‌کَسی- یار زهرا در شب دلواپسی

چاه و شب، دردآشنایان علی- مَحرم غم‌هایِ پنهان علی

خون‌جگر، بگرفته شاهِ لَم‌یَزَل- تا سحر زانوی غم را در بغل

بی‌کس و تنهاترین آزاده کیش – مانده بی‌یار و غریبِ شهر خویش

ژاله خونین‌دل، سحر را از غمش- می‌چکد از نرگسانِ مریمش

خاکِ دل، سیرابِ خون او را ز درد- بی‌کس و تنهاترین آزاده‌مرد

چشم غمبار خدا مُشتاق او – پیکر آب آتشین از داغ او

آن مَلَک از او به آتشگاهِ رشک – حیدر است او قبله‌گاهِ آه و اَشک

حیدر است او فاتحِ عرش عَلا- پادشاه مُلکِ غم خیز وَلا

حیدر است او لنگرِ ارض و سما ء- بزم حق را هم‌نشین با خدا

حیدر است او کعبۀِ آلاله‌ها- همدم زهرا به اشک و ناله‌ها

شهسوار عالم لولاک او- جلوۀ روی خدا در خاک او

اولین و آخرین مظلوم عشق- نقش زیبای خدا بر بوم عشق

کربلا را او علمدارِ حسین – شیعه را مولایِ عشق و شور و شین

کعبه را از او قداست داده‌اند- نام حق را بر علی بنهاده‌اند

چون خدا سبّوح و قُدُّوس و خبیر- ساقیِ سرمست صهبای قدیر

آن وجودش گشته گُم در بحر دوست- چشمۀِ حق جاری از لب‌های اوست

دولت پایندۀِ عشق است علی – ساقی میخانۀِ عشق است علی

آن شهید کشتۀِ از عشق دوست – داغ خونینِ شقایق بر دل، اوست

رَدِ خون بر چشم خیس لاله‌ها – غم‌سرای اشک و آه و ناله‌ها

بر خدا عاشق‌ترین عاشق علی ست – چون علی کس در جهان آزاده نیست

او علی بود و علا بود و ولی- نور اللّهی ز روی او جلی

هستیِ او را ملائک غم پرست – مقصد و مقصود و منزلگاه هست

سِرِّ حق را کرده فاش از آه خویش- کرده غم را بندۀ درگاه خویش

شه سوار فاتح بدر و حُنَین- در طواف او مُدَوَّر کعبتین

گشته پیدا عالمِ عشق از دَمش- کُشته عیسی را نگاهِ مریمش

نوحه می‌خواند ملک اندر غمش- خون خدا گرید ز سوز ماتمش

مُلکِ دل را مالک بودونبود- هم تنیده باخدا در تاروپود

او که حق را آخرین و اولی است – شب پریشان‌خاطرِ درد علی ست

محرم رازِ علی چاه اَست و شب- اشک و آه و ناله و رنج و تعب

آنکه در روز ازل شوریده مست- عاشقان را نعره زد اِنّی اَلَست

در جوابش عالمی غرقه بَلا- بر خمار چشم مستش مبتلا

عاشقی آمد پدید از روی او- روح و جان گُم در خَم گیسوی او

از علا آمد علی اندر وجود- از طُفیلِ عشق یاسی رو کبود

آن ملک از عطر او گردیده مست – بادۀِ حق از لب او جاری است

در خُمِ او بادۀِ کوثر به جوش  – بادۀِ گلگون زهرایی فروش

باده تا زهرا و حیدر تا سبوست  – تا خدا مست شرابِ ناب اوست

به امید ظهور حضرت یار

۱۹ رمضان المبارک ۱۴۳۷ -منصور نظری

 

 

منبع خبر «» است و خبرشهر در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 92001 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  09351515083  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت باخبـرشـوید مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.
برچسب های :