دوشنبه, ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱ /
از ببر بنگال باغ وحش ارم چه خبر؟ پشت پرده فعالیت تیم‌ پاسخگویی به «سوالات یارانه‌ای» چه می‌گذرد؟ افزایش خانوارهای «تک نفره» طی سال‌های اخیر/ «سنوات زناشویی» بیشتر شده است بازداشت عوامل زورگیری از یک خانم در شهرک وایین شناسایی ۲۵۵ بیمار جدید کرونا در کشور/ ۷ تن دیگر جان باختند توزیع کارت آزمون کارشناسی ارشد از ۲۵ اردیبهشت اعتراضات مردمی در ۸ شهر شهادت افسر پلیس در درگیری با قاچاقچیان کالا اعتراضات پراکنده در برخی شهرهای کشور/ پایان تجمع‌ها و بازگشت آرامش احتمال خود زنی شهردار ناحیه ۳ منطقه ۱۹ و واکنش دکتر زاکانی تزریق بیش از ۶۱ هزار و ۵۰۰ دز واکسن کرونا در شبانه‌روز گذشته به آتش کشیده‌شدن پمپ بنزین در استان خوزستان صحت ندارد محموله قاچاق در رباط کریم به مقصد نرسید مرگ‌های کرونایی به کمتر از ۵ نفر رسید/ فوت ۳ بیمار و ۴۶۰ ابتلای جدید سرقت گازوئیل از شاه لوله اصلی شازند / پلیس تهران فاش کرد هشدار پلیس فتا نسبت به کلاهبرداری و سودجویی در پوشش وام فرزندآوری چرا تعطیلی مدارس اینقدر دیر اعلام شده است؟ هپاتیت کودکان به ایران هم رسیده است؟ آمار کرونا ایران ۱۷ اردیبهشت؛ ۸فوتی و ۲۷۰ ابتلای جدید جمع آوری ۵۰۰ معتاد متجاهر در پایتخت /خرده‌فروش‌ها راه‌های فرار از قانون را یاد گرفته‌اند
کد خبر: 181602
تاریخ: ۱۷ دی ۱۴۰۰ - ۹:۲۹
نویسنده خبر:
۰
3

سال ها درباره تختی به مردم دروغ گفتند!

پیشکسوت کشتی ایران خاطرات زیبایی از جهان پهلوان تختی دارد.

مرتضی رضایی: احمد عرب را شاید خیلی از نسل جدید نشناسند. قهرمان و پهلوان کشتی ایران که البته همدوره تختی نبوده است اما خانواده اش با خانواده مرحوم تختی رفت و آمد داشته اند. به سراغ عرب رفتیم تا شاید او چیز تازه ای از جهان پهلوان بگویید. شاید خاطره ای تعریف کند که بکر باشد و اگر هم جایی نقل شده زیاد به گوش مردم عادی نرسیده باشد. او از روزی می گوید که ۱۴ سالش بود و تختی مرد!از همان روز سرد زمستانی تا خاطرات زیادی که مهدی برادر غلامرضا و خواهرش تعریف کرده اند. به گزارش ایران ورزشی خیلی از خاطرات را البته نمی شود رسانه ای کرد و به قول عرب در چارچوب همان خانواده و دوستان خانوادگی باقی بماند.

سال ها درباره تختی به مردم دروغ گفته اند!
خب من همدوره تختی نبودم.یعنی زمانی که ایشان فوت کردند ۱۴ سالم بود.روایات و خاطره هایی که دارم به بعد از فوتا ایشان بر می گردد که از خانواده اش شنیده ام.قصه هم در این سال ها زیاد گفته اند که خیلی از آنها واقعیت ندارد.این حرف من نیست و حرف هایی است که برادر آقا تختی،خواهرش و سایر اعضای خانواده اش زده اند.همانطور که گفتم ۱۴ ساله بودم که تختی فوت کرد.قیامتی شده بود.مدرسه را تعطیل کردند و خب ما چون ایشان و خانواده اش را می شناختیم به پزشکی قانونی رفتیم.تا رسیدیم گفتند که جنازه را برده اند.حرف و حدیث زیاد زدند که دراین سال ها زیاد هم بوده است.یک روز داشتم از کنار مغازه ای رد می شدم که دیدم عکس تختی در روزنامه ای خارجی چاپ شده است.حال عجیبی داشتم.آن زمان هم مثل حالا نبود که عکس ها همه جا باشد.کسی عکسی نداشت.رفتم به صاحب مغازه گفتم این عکس را می دهید به من؟نگاهی کرد و چیزی نگفت؛فقط عکس را داد و هنوز بعد از گذشت ۵۰ سال آن عکس را دارم.هنوز هم عشقم تختی است.

سال ها درباره تختی به مردم دروغ گفتند!

قصه ۵۰۰ پرس غذای ندری در سالگرد تختی
آقای ناصر محمدی.ایشان هر سال روز هفدم دیماه ۵۰۰ پرس غذای نذری پخش می کرد.یک روز سوال کردیم که داستان چه چیزی است که گفت:«من مدیون تختی هستم.آن زمان فدراسیون مسابقات برگ زیتون را برگزار می کرد که به قهرمان ها طلاب ناب می دادند.قرار بود من و تختی با هم کشتی بگیریم آن هم مقابل چشمان بچه محل های مان.تختی آمد روی تشک،صورت من را بوسید و دستم را بالا برد.گفت برنده ناصر است.کشتی نگرفت تا آن مدال طلای ناب به من برسد.»
یک معلول ذهنی به نام غلام
منزل پدری تختی خانی آباد بود.وقتی آنجا را فروختند به منطقه سپهسالار رفتند.پشت آن مسجد مغازه حسین آقا شمشادی بود.تختی را می خواستید پیدا کنید آنجا پاتوقش بود.در آن منطقه یک معلول ذهنی بود به نام غلامرضا.چند وقتی که خبری از غلامرضا نبود.یک روز تختی آمار می گیرد و می گویند که مریض است.وقتی می گوید به عیادتش برویم همه تعجب می کنند.می روند به دهاتی به نام آهار،او را به بیمارستان سینا می آورند و پس از مداوا دوباره برش می گردانند آهار.
نقش حسین کرد شبستری را قبول نکرد
خب این را همه می دانند که به تختی پیشنهادهای ریز و درشتی می شد.مثل بازی در تبلیغات عسل یا فلان فیلم سینمایی.تا جایی که من می دانم یک بار به او گفتند بیاید و نقش حسین کرد شبستری را بازی کند.تختی قبول نکرد.گفتند بیا و بازی کن و پولش را بده خیریه که گفته بود یک روز خودم خیریه می زنم اما دوست ندارم از راه بازیگری این کار را انجام بدهم.
وارد کننده بنز از آلمان!
نمی دانم این خاطره جایی نقل شده است یا نه.نمی دانم خانواده اش جایی گفته باشند یا نه؟اما خیلی ها از من سوال می کنند که تختی از کجا امرار معاش می کرد؟ او در کار واردات بنز از آلمان بود.چند باری این کار را کرده بود و با فروش این ماشین ها امورات می گذراند.البته هرگز در رفاه نبود.یعنی به این شکل نبود که بگوییم چون چند تا بنز وارد کرد وضع مالی اش خوب بود.هر چه در می آورد را می بخشید.همیشه هم شعارش این بود که اگر چیزی نداشتی و به مردم کمک کردی هنر کردی.
منبع خبر «» است و پایگاه خبری تحلیلی خبرشهر در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. چنانچه محتوا را شایسته تذکر می‌دانید، خواهشمند است کد ( 181602 ) را همراه با ذکر موضوع به شماره  09351515083  پیامک بفرمایید.با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه پایگاه خبری تحلیلی خبرشهر مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرتان را بیان کنید